انقلاب جنسی حدود سه دهه است که جامعهی غربی را به جد متحول کرده و کلیهی رفتارها و رویکردهای مربوط به روابط جنسی، خانواده و … را تغییر داده است. هدف از انقلاب جنسی، ایجاد شادی و لذت بیشتر از طریق «رابطهی جنسی بدون تعهد» بود، اما اکنون محصولی جز ناامیدی و یأس و ناراحتی ندارد. بحران ایجاد شده، متفکران را به این نتیجه رسانده است که باید روابط جنسی مدرن را برای بازگرداندن تعهد و روابط جنسی محدود به خانواده، متحول کرد.
این یک اتفاق نبود که مردم به این نتیجه رسیدند که پایان دادن به حاملگی اشکالی ندارد. چنان که اکنون در جامعهی فعلی ما که کاملاً متأثر از عصر روشنگری است، این امر پذیرفته شده است.
حاملگی را میتوان ـ حتی با استناد به توجیهات علمی ـ عنصری مرکزی در روابط جنسی دانست. برای تغییر نگرش افراد به سقط جنین باید انقلابی در شیوهی نگاه زن و مرد به رابطهی جنسی ایجاد میشد؛ و با نگاهی جدید به مجموعهی حقوق و تکالیف کهن که به زمان آدم و حوا بازمیگشت، نظر میانداختند. دقیقاً همین اتفاق نیز افتاده است.